سه شنبه 26 اردیبهشت1391
...................... هر هیچیها
۱
آخرشه نمودن و رفتنه
به نظرتون اولش چی بود؟!
اشکی در شوره زار
۲
گفتم یه کبریت بیارید
می خوام خودمو روشن کنمو تو ابرا راه بیفتم
می خوام ببینم گریه شون واسه چیه؟!
.
.
.
ابرا گفتن: گریه مون واسه سوختن شماست.........
۳
دلم گرفته بود
به زنم گفتم
میشه یه قلم گریه کنم؟
گفت: واسه چی؟
گفتم: واسه دلتنگیام!
گفت: وقتی من کنارتم؟!
۴
دنیا هر هیچیه
دنیا پر از هر هیچیه!
پر از من،
پر از تو،
پر از اون.
دوشنبه 4 اردیبهشت1391
صدای تیره ی ابرها می آید
و من!
چتر ندارم که به تو فکر کنم!
دوشنبه 28 آذر1390
غربت فاصله نیست
دوری نیست
رنگ است
رنگی غریب و بی نام
من این رنگ را بدجور در چشمان تو می بینم . . .
شنبه 12 آذر1390
.......................به همسرم
به همسرم
کسی که توی شعرهایم هست
و شاعر شدن چه آسان است
با واجهای بلندی از گیسوان تو...
..........
..........
..........
..........
..........
..........
..........
..........
..........
..........
..........
..........
..........
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


