تبليغاتX
اینتراما / سروده های غم انگیز من

سه شنبه 26 اردیبهشت1391

...................... هر هیچیها

 

 

۱

آخرشه نمودن و رفتنه

به نظرتون اولش چی بود؟!

اشکی در شوره زار

 

۲

 

گفتم یه کبریت بیارید

می خوام خودمو روشن کنمو تو ابرا راه بیفتم

می خوام ببینم گریه شون واسه چیه؟!

.

.

.

ابرا گفتن: گریه مون واسه سوختن شماست.........

 

۳

دلم گرفته بود

به زنم گفتم

میشه یه قلم گریه کنم؟

گفت: واسه چی؟

گفتم: واسه دلتنگیام!

گفت: وقتی من کنارتم؟!

 

۴

دنیا هر هیچیه

دنیا پر از هر هیچیه!

پر از من،

پر از تو،

پر از اون.

 

 

 

 

نوشته شده توسط سعید نورالهی (تراما سعید) در 18:46 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 4 اردیبهشت1391

 

 

 

صدای تیره ی ابرها می آید

و من!

چتر ندارم که به تو فکر کنم!

 

 

 

نوشته شده توسط سعید نورالهی (تراما سعید) در 12:12 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 28 آذر1390

 

 

غربت فاصله نیست

دوری نیست

رنگ است

رنگی غریب و بی نام

من این رنگ را بدجور در چشمان تو می بینم . . .

نوشته شده توسط سعید نورالهی (تراما سعید) در 13:9 |  لینک ثابت   • 

شنبه 12 آذر1390

.......................به همسرم

 

به همسرم

کسی که توی شعرهایم هست

و شاعر شدن چه آسان است

با واجهای بلندی از گیسوان تو...

 

..........

..........

..........

..........

..........

..........

..........

..........

..........

..........

..........

..........

..........

 

نوشته شده توسط سعید نورالهی (تراما سعید) در 17:48 |  لینک ثابت   •